X
تبلیغات
گنگ خوابدیده

گنگ خوابدیده

امین روستاپور

دروازه های ستاره ای یا دروازه های جهنم-قسمت سوم نوشته:امین روستاپور

در قسمت قبل گفتیم که بسیاری از دانشمندان و پژوهشگران به وجود موجوداتی(غیر مادی) با ابعاد اضافی Extra dimensional در آسمان و دریا و زمین اعتقاد دارند.گفتیم که برخی از این موجودات ماوراءفیزیکی در بند بوده و در پشت موانعی محدود شده اند و در پشت دروازه هایی قرار دارند و انسانها از تماس و ارتباط با آنها منع شده اند.زمانی که این ارتباط به طریقی برقرار می شود،این موجودات به اشکال مشابه ای کالبد مادی به خود گرفته و مجسم می شوند.مانند داستانی که از روایت احضار سموئیل به خواست شائول توسط ساحره عیندر ذکر شد.

در این روایت آنجا که این زن ساحره وحشت می کند،شائول از او می پرسد از چه می هراسی؟ و او می گوید: "خدایان" را دیدم که از زمین بیرون می آیند.البته شاید منظور ساحره از خدا ،سموئیل بوده است ولی بسیاری از مسیحیان با این ایده که بتوان با ارواح مردگان ارتباط برقرار کرد راحت نیستند و اصرار دارند که اصل و مرجع این روایت باید چیز دیگری باشد.

آلیستر کرولی Aleister Crowley کیست؟

برخی مردم در غرب یا به گونه‌های مختلف جادوگری عقیده دارند یا آنها را انجام می‌دهند.









دو نهاد Golden Dawn و آلیستر کرولی و پیروانشان، به احیاء مجدد سنت جادوگری در دنیای انگلیسی زبان قرن بیستم معروفند. جنبش‌های مشابه دیگری نیز در حدود همین سالها انجام پذیرفت که عمدتاً در فرانسه و آلمان متمرکز بودند. بیشتر تصدیق می‌کنند و به عنوان نو کافرها (نو مشرکان) تلقی می‌شوند. سنت‌های دیرینه بومی جادوگری به عنوان کفر و الحاد شناخته می‌شوند.

او نویسنده کتابی با نام "کتاب قانون" است که آن را در شرایطی که در هرم گیزا Giza  تسخیر شده بود ،نوشت.می گویند او پدربزرگ واقعی جورج دبلیو بوش است.در سال 1904 او کتاب قانون را درست پس از تفکرات و عباداتش در آرامگاه فرعون هرم بزرگ گیزا ،دریافت کرد.او ادعا کرد با موجودی بنام Aiwaz ارتباط برقرار کرده است.

در سال 1918 آلیستر کرولی این جادوگر جدید و این دانشمند علوم خفیه تلاش کرد تا یک گرداب ابعادی Dimensional Vortex  را ایجاد کرده تا بوسیله آن بین دنیای مادی و دیدنی و دنیای نادیدنی پلی بزند.

این مراسم که توسط او انجام گرفت Amalantrah Working نام گرفت.گفته می شود که او در این کار موفق شد و از شکافی که ایجاد کرد موجودی آشکار شد.او این موجود را “Lam” (فرار کرده) نامید و تصویری از چهره او کشید.تصویری که او با جزئیاتش در بیش از 90 سال پیش کشید شباهت عجیبی با "بیگانه های فضایی خاکستری"”Gray Aliens” دارد که این روزها درباره آنها زیاد بحث می شود و در فیلمهای هالیوودی زیاد آنها را می بینیم.

تقریبا سه دهه بعد ازانجام مراسم Amalantrah working  توسط کرولی  ،یک دانشمند موشکهای فضایی به نام Jack Parsons (موسس آزمایشگاه Jet Propulsion Laboratory)                   به همراه همکارش L. Ron Hubbard (موسس کلیسای Scientology ) مراسمی مشابه به نام (Babylon Working)  را انجام داده و تلاش کردند که دروازه ای که توسط آلیستر کرولی ایجاد شده بود را مجددا بازگشایی کنند.

این بار این دو مرد به دنبای ارتباط برقرار کردن با  Lam نبودند.آنها می خواستند روح بابل(فاحشه بابل)،الهه باستانی مونث، از دروازه عبور کرده و به صورت انسان و با کالبد انسان مجسم شود.بسیاری از استادان جادوگری خنوخی Enochian magic  و Ordo Templi Orientis بر این باورند که آنها موفق شده اند و هم اکنون فاحشه بابل روی زمین راه می رود.







خدایان دروازه ها

فرضیه ای مشهور که گاهی از آن با نام "فضانوردان باستانی" نام می برند این فرضیه را مطرح می کند که موجودات هوشمند فضایی از عهد باستان از زمین دیدن می کرده اند.طبق این نظریه این موجودات همان خدایان باستانی اساطیری بوده و خالق نژاد انسان کنونی هستند.

پدر این نظریه اریک فون دانکن Erich Von Daniken در مقدمه کتاب پرفروش و مشهور خود "ارابه خدایان"   Chariot of Gods می گوید:

"...من ادعا می کنم که اجداد و نیاکان ما در گذشته های بسیار دور توسط موجوداتی هوشمند و فضایی مورد بازدید قرار گرفتند،اگرچه من نمی دانم که این موجودات فرازمینی هوشمند که بوده اند و از کجا آمده اند، ولی با اطمینان ادعا می کنم که این بیگانه ها بخشی از انسانها را که در آن روزگاران در زمین زندگی می کردند را نابود کرده و نسل جدیدی از انسانها را بوجود آوردند.شاید این انسانها همان هموساپینهای (Homo sapiens)اولیه بوده باشند..."

همانطور که در فیلمهای هالیوودی تماس  Contact  و برخورد نزدیک از نوع سوم Close Encounter of the third kind نمایش داده شده است این فرضیه فون دانکن در دهه 1960 آمریکا را در برگرفته و شدیدا تحت تاثیر قرار داد که نسل انسان امروزی احتمالا نتیجه یک آزمایش توسط موجودات فرازمینی است که کماکان ادامه دارد.پژوهشگران Ufologist مانند فون دانکن اساطیری که در طول تاریخ ثبت شده اند حاوی شواهدی است که از برخورد و تماس انساتها با این موجودات حکایت می کند.انسانهای عصر باستان احتمالا این مسافرین فضایی را به عنوان خدایان شناخته اند و ورود آنها ،آزمایشات انجام شده توسط آنان و خروج آنها را در کتیبه ها، هیروگلیف ها و ... به عنوان برخوردها و تماسهایی بین انسانها و خدایان ثبت کرده اند.

اریک فون دانکن در ادامه کتاب خود اضافه می کند:

"... وقتی که مجددا این سفینه های فضایی زمین را ترک گفته در غبار کهکشانی ناپدید می شدند انسانها درباره این معجزه سخن می گفتند که "خدایان اینجا بودند" آنها انچه اتفاق افتاده بود را به عنوان پدیده ای باورنکردنی،فوق العاده عجیب ،معجزه آمیز و جادویی ثبت می کردند.آنگاه در این رابطه متونی نگاشته و تصاویری می کشیدند.خدایان در لباسهای طلایی سوار بر قایقهای پرنده آنجا بوده اند و با صدای بلندی فرود آمدند.آنها درباره ارابه هایی سخن می گویند که خدایان سوار بر آنها بر فراز زمین و دریا پرواز می کردند و از سلاحهایی سخن می گویند که همچون آذرخش بود.و تعریف می کردند که این خدایان قول دادند که دیگر بار بازگردند.آنها آنچه را دیده بودند بر سنگ نبشته هایی به تصویر می کشیدند.غولهایی بی ریخت با کلاه خودهای بزرگ بر سر که از آنها اشعه های نورانی ساتع می شود و در این حال جعبه هایی را در مقابل سینه خود حمل می کنند و سوار بر توپهایی شده و به هوا می روند....."

فون دانکن اضافه می کند که چهره عجیب و غریب بسیاری از خدایانی که در هیروگلیفها تصویر شده اند مانند انسانهایی با سر عقاب یا شیرهایی با سر گاو می توانند شواهدی از نتیجه آزمایشهای ژنتیکی و شبیه سازی باشد که این موجودات فضایی بروی انسانها و حیوانات آن روزگار انجام داده اند.برخی بر این باورند که این فرضیه می تواند جایگزینی برای روایت کتاب مقدس از پیدایش و خلقت باشد.دقیقا معلوم نیست که چه تعدادی این نظریه را باور دارند ولی می توان گفت که حدودا هشتاد درصد از مردم آمریکا باور دارند که احتمال وجود حیاتی فرازمینی وجود دارد.در این باره اتفاقات عجیبی نیز هر از گاه می افتد،مثلا 39 نفر از اعضاء فرقه ای بانام "آئین دروازه بهشت"(Heaven ‘s gate cult) در رانکو سانتافه Rancho Santa Fe کالیفرنیا دست به خودکشی دسته جمعی زدند.آنها بر این باور بودند که توسط یوفویی که ستاره دنباله دار Hale-Bopp را دنبال می کند،فراخوانده شده اند.این گروه ملغمه ای از یک آئین دینی دسته جمعی و تصوف بودند.





یکی از نکات ترسناکی که درباره موجوداتی که از این شکاف ها رخنه می کنند وجود دارد قضیه "ربایش کودکان" است.این مسئله به شکل وسیعی در سراسر دنیا اتفاق می افتد و گزارش می شود.این ملاقاتها معمولا توسط موجودات کوتاه قد خاکستری رنگی انجام می شود که خلبانان یوفو ها بودند و آزمایشات مختلفی را روی کودکان ربوده شده انجام می دادند.آنها بروی این نمونه های آزمایشی آزمایشات باروری انجام داده و تخمکهای بارور شده را از بدن آنها خارج می ساختند.

بیشترین توجهات بروی الواح و کتیبه های خط میخی که از سومریان بجا مانده است ،شده است که در آنها شواهدی از تماس انسانها با موجودات و بیگانه های فرازمینی وجود دارد.در افسانه های باستانی چین نیز از ارابه های پرنده ای سخن رفته است که از سرزمین های دور به ملاقات زمینیان می آمدند.در متون سانسکریت Dorna Parva از نبرد و جنگ خدایان سوار بر ماشینهای پرنده صحبت شده است.شخص فون دانکن ادعا می کند که خود تورات(کتاب مقدس) بزرگترین کتاب UFOها در تمام اعصار است.او به داستانهای ذکر شده در کتاب حزقیال نبی بخش 1 آیه 15 "چرخهای درخشان زبرجد

" ،در کتاب سفر خروج بخش 13 آیات 21 و 22 "ستونهایی از ابر و آتش" ،در کتاب دوم پادشاهان بخش 2 آیه 11 "ارابه آتشین که اسبهای آتشین آن را می کشیدند" اشاره می کند. و از آنها به عنوان شواهدی از ملاقات موجودات فضایی نام می برد.

فون دانکن راست می گوید در سفر پیدایش بخش6 آیه 4 می خوانیم:

"...در این زمان که تعداد انسانها روی زمین زیاد می شد،پسران خدا(موجودات فرازمینی) مجذوب دختران زیباروی انسانها شدند و هر کدام را که پسندیدند،برای خود به زنی گرفتند.....

....پس از آنکه پسران خدا و دختران انسانها با هم وصلت نمودند،مردانی غول آسا از آنان به وجود آمدند.اینان دلاوران معروف دوران قدیم هستند....."

جدای از اینکه هر کس چگونه این آیات را تفسیر می کند اما آنچه از ظاهر این آیات به نظر می رسد این است که هزاران سال پیش موجوداتی آسمانی از زمین دیدن کرده اند.آنها درگیر آزمایشاتی شدند که نژادی را (غولها Nephelim) را بوجود آوردند.در کتاب عهد جدید عیسی مسیح شرایط آن روزگاران را (عهد نوح) با زمان بازگشت و رجوع خود به زمین و آخرالزمان مشابه می داند.

آیا حقیقتا این ملاقات کنندگانی که امروزه مطرح اند،UFOها،با آن موجودات زمان نوح یکی هستند؟اگر اینها همانها هستند،این دستکاری ژنتیکی چه بوده است؟

یک فرضیه مطرح این است که زمانی که مژده داده شد از تخمه زنی فرزندی زاده خواهد شد که سر مار (ابلیس)را خواهد کوبید،این موجودات فراطبیعی (بیگانگان؟ یا فرشته های هبوط کرده؟) از آسمانها ظاهر شدند تا در ژنتیک و DNA انسانها تغییر ایجاد کرده و با این خرابکاری از تولد این موعود (مسیح،مشیا) جلوگیری کنند.همانگونه که فرعون کودکان عبرانی را می کشت تا منجی آنان متولد نشود.همانگونه که هرود به دنبال نوزاد عیسی بود تا آن را نابود کند.همانند آنچه در بخش 12 مکاشفات یوحنا می خوانیم:"... شیپور هفتم: زنی را دیدم که آفتاب را مانند لباس به تن کرده بود و در زیر پاهایش ماه قرار داشت و بر سرش تاجی با دوازده ستاره بود. زن آبستن بود و از درد زایمان می نالید و برای زایمان لحظه شماری می کرد. شیپور هشتم: ناگهان اژدهای سرخی ظاهر شد که هفت سر،هفت تاج و ده شاخ داشت.با دمش یک سوم ستارگان را بدنبال خود کشید و بر زمین ریخت.اژدها در مقابل زن که در حال زاییدن بود،ایستاد تا نوزاد او را ببلعد....."

آری هدف شیطان جلوگیری از ظهور موعود بوده است.

(در پرانتز اگر چه به موضوع فعلی ربطی ندارد ولی باید بگویم من هر گاه آیات بالایی را می خوانم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها و همسر ویازده فرزند او که چون ستاره می درخشند و آفتاب محمدی  به ذهنم خطور می کند.)





I.D.E Thomas در کتاب خود The Omega Conspiracy می گوید شیطان برنامه های دیگری نیز دارد.او می خواهد یاران و جنگجویان پیرو خود را بوجود آورد(حزب شیطان) و در مقابل خلقت خداوند خلقت خود را مطرح کند.(در پرانتز در آیه 64 سوره اسرا از جانب خدا به شیطان خطاب می شود:هر کدام از آنها را می توانی با صدای خودت تحریک کن،و لشکر سواره و پیاده ات را بر آنها(انسانها) گسیل دار،و در ثروت و فرزندانشان شرکت جوی،و آنها را با وعده هاسرگرم کن....)

ادامه مطلب بزودی در قسمت بعدی ان شا الله....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389ساعت 15:50  توسط امین روستاپور  | 

دروازه ستاره ای یا دروازه جهنم - قسمت دوم نوشته:امین روستاپور


روزی روزگاری خدا پهلوانی(تایتانی) بود که از جهنم گریخت

هکاته Hecate الهه جادو و جادوگری شاید بهتر از دیمیتر ارتباط بین آسمان و زمین و دنیای زیرین و قلمرو سلطنت شر را تصویر کند.او از الهگان زمین است و دختر پرسس و آستریا بود.به عنوان روح شرور هادس و الهه وحشت و تاریکی شب شناخته می شد.او تنها تایتانی بود که به دست زئوس به بند کشیده نشد. او مادر کیرکه Circe  (جادوگري‌ قدرتمند كه‌ دشمنانش‌ را به‌ حيوان‌ تبديل‌ مي‌كرد) و مادر ساحره مدئا Medea  بود.او وحشتی بود که در تاریکی شب ها در میان راه های متروکه و خرابه پرسه می زد.

هکاته به صورت باکره ای با سه سر تجسم می شد،که هر سر او به سمتی است.او به عنوان الهه ای با سه شکل بود.در آسمان الهه ماه Luna درزمین دیانا Diana یا آرتمیس Artemis و در جهان زیرین هکاته بود.

مریدان و پرستندگان این عفریته،باور دارند که او بر سر تقاطع راه ها حضور دارد.آنها بر سر چهار راه ها غذا می گذاشتند و آن را به نام "شام هکاته" به او تقدیم می کردند.آنها غذای پیشکشی را سریع می گذاشتند و بدون آنکه به عقب سر خود نگاه کنند میگریختند.این پیشکشی گاهی شامل کیک عسلی و قلب مرغ می شد.گاهی اوقات نیز عسل،توله سگ و گوسفند سیاه ماده قربانی شده به این الهه و Strigae ی او تقدیم می شد.

.Strigae  ها فرزندان این الهه بودند که به شکل جغد در آمده و شبها بچه هایی را که بدون نگهبان رها شده بودند ربوده و می خوردند.در طول روزها آنها به شکل پیرزنانی در می آمدند،این افسانه شاید مرجع پیدایش داستان جادوگرانی باشد که پرواز می کنند.آنان بر این باور بودند که در فستیوالی که در سیزدهم آگوست  به افتخار هکاته برگزار میکردند و بالاترین ستایشها را برای او انجام می دادند،او در میان برگهای درخت به صورت پنهان شده حضور می یافته است.

پیروان هکاته این مراسم را در نزدیکی دریاچه Averna در نزدیکی Campania انجام می دادند.( Avernus طبق اسطوره های رومی دروازه جهنم است).در این مکان درختهای مقدس "بید Willow "  الهه هکاته روئیده بودند و آنها با روح هکاته که باور داشتند در این درخت سکنی گزیده است راز و نیاز می کردند و ارواح مردگان را از طریق دهانه غاری که در آن نزدیکی بود احضار می کردند.

از اینجا بود که هکاته Hecate-Chthonia (هکاته زمین) نیز نام گرفت .الهه مادر زمین که در درخت مقدس  مجسم شده و یا از طریق غارهای سنگی سخن می گفت.

نامهای دیگر معروف او Hecate-phosphoros(حامل نور) که ما را یاد روح شریر دیگری در دنیای زیرین می اندازد ،لوسیفر Lucifer (حامل نور).

و یا Hecate-Propylaia به معنی (آنکه از دروازه محافظت می کند).

 

خدایان باستانی که به نام حاملان نور و نگهبانان دروازه شناخته می شدند.

پژوهشگران انجیلی بر این باورند که آسمان و دریا و زمین فیزیکی حاوی نیروهای روحانی هستند که در پشت موانع و دروازه هایی پنهان شده اند.در مکشفات یوحنا (9:14) میخوانیم:"...آن چهار شیطان را که در رود فرات به بند کشیده شده اند آزاد کن.."

در عهد جدید کتاب نامه یهودا آیه شش می خوانیم "...خدا فرشتگانی را که زمانی پاک بودند،ولی خود را به گناه آلوده ساختند،در تاریکی مطلق محبوس ساخته تا روز داوری برسد..."

در کتاب دوم پطرس بخش دو آیه چهار "...خدا از سر تقصیر فرشتگانی که گناه کردند نگذشت،بلکه آنان را در ظلمت جهنم محبوس کرد تا زمان داوری برسد..."

در متون مقدس آمده است که این ارواح شرور با دخالت و دعوت انسان می توانند از محبس و محدوده خود رها شوند.

در سفر تثنیه در کتاب عهد عتیق بخش هجده خطاب به بنی اسرائیل آمده "...وقتی وارد سرزمین موعود شدید،مواظب باشید که از آداب و رسوم نفرت انگیز آنهایی که آنجا زندگی می کنند پیروی نکنید.مثل آنها بچه های خود را روی آتش قربانگاه قربانی نکنید.هیچ یک از شما نباید به جادوگری بپردازد یا غیبگویی و رمالی و فالگیری کند و یا ارواح مردگان را احضار کند.خداوند از این کارها متنفر است..."

در مثالی دیگر در کتاب اول سموئیل در عهد عتیق در بخش 28 شائول از ساحره "عیندر" میخواهد تا روح سموئیل را برایش ظاهر کند ،این روح از دل زمین ظاهر می شود.

در بخش یازده از نامه دوم پولس به قرنتس ذکر شده که شیطان می تواند خود را به شکل فرشته حامل نور درآورد.پس بر پایه این متون منطقی به نظر می رسد که انرژی های هوشمند و فعالی در پس اساطیر  وجود داشته باشند.انرژی های شروری که می توانند با دخالت انسان به بالا نفوذ کنند.

ادامه مطلب بزودی در قسمت بعدی ان شا الله....


+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 9:26  توسط امین روستاپور  | 

دروازه ستاره ای یا دروازه جهنم - قسمت اول نوشته:امین روستاپور


دروازه های ستاره ای
  مهملات و مزخرفات متافیزیکی یا ماشین فوق تکنولوژیک ساخته خدایان؟

قصد دارم در یک رشته مقالات دنباله دار درباره پدیده ای به نام دروازه ستاره ای Star Gate مطلب بگذارم.ابتدا کمی درباره اسطوره ها و سپس آنچه امروزه در پشت پرده و در مقابل دیدگان ما اتفاق می افتد و ما از آن غافلیم.

باور من این است که گروهی از انسانها طی انجام مراسم و آئین های خاصی توانسته اند از ابعاد دنیای فیزیکی و سه بعدی ما به ابعاد بالاتر تونل بزنند و موجودات هوشمندی که ساکن و در بند این ابعادند به زمین دعوت کنند.شاید این موجودات را با نامهای متفاوتی بشناسید.ارواح شر،اجنه و جدیدا بیگانه های فضایی Aliens.


تصویر بیگانه فضایی                




تصویر جن احضار شده توسط آلیستر کرولی

  در سال1918


تصویر مربوط به پیکره ای از جن 4000 سال قبل از میلاد

از عهد باستان تا کنون رمال ها ،فالگیرها و جادوگران با آنها در تماس بوده اند و از آنها نیرو می گرفتند. و اگر تعجب نمی کنید باید بگویم در حال حاضر سیاستمداران و رهبران و سرمایه داران بزرگ دنیا که غالبا صهیونیست هستند در لژهای فراماسونری خود آنها را احضار می کنند و نقشه های شوم آنها را اجرا می کنند

باور من این است فاجعه یازده سپتامبر یک توطئه بزرگ شیطانی بود برای احضار شیطان.اگر فرصتی باقی بود ان شا الله در مطالب بعدی به تفصیل این ادعا را ثابت می کنم و این اتفاق را رمزگشایی می کنم.

باور من این است که جنگ عراق بخاطر حتی نفت نیست.آنها به دنبال دروازه هایی هستند که از زمان سومریان در آنجا مدفون شده اند.

به دوستان علاقه مند پیشنهاد می کنم فیلم مستند Arrival  را ببینند.دجال آخرالزمان نقشه های شومی دارد ولی تقدیر خداوند چیز دیگریست.آخرین ذخیره خداوند باقی است.

"یا معشر الجن و ا لانس،ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السماوات و الارض فانفذوا،لا تنفذون الا بسلطان" سوره رحمن 34

در انجیل متی (16:18) عیسی مسیح می گوید که کلیسایش را خواهد ساخت و "دروازه های جهنم بر آن پیروز و مستولی نخواهند شد." استفاده از لفظ-جهنم-در این متن اهمیت خاصی دارد زیرا اصل لفظ یونانی a/&dhß  که در این متن وجود دارد به (هادس خدای دنیای زیرین یا پلوتون فرمانروای دنیای مروگان اشاره دارد.)

حال چرا عیسی باید نام یکی از خدایان و رب النوعان یونانی را ذکر کرده باشد؟

در اسطوره های یونانی و نسب نامه خدایان هسیود Hesiod از پهلوانانی خدایگونه (تایتان ها) ذکر شده است که قبل از خدایان المپی بوده اند و بر جهان حکومت می کردند.آنان فرزندان گایا (تجسم زمین) بودند که آنان را پس از آمیزش با اورانوس (تجسم آسمان) باردار شده بود.آنان دوازده نفر بودند.شش پسر و شش دختر که خود نیز با یکدیگر آمیزش کردند.هر کدام از آنها تجسم یکی از نیروهای طبیعت بشمار می آمد.نامهای آنان بود:کرونسcronus  و ریه Rhea ،یاپتوس Iapetus  و تمیس Themis ،اوشنوسOceanus  و تتیس Thethys، هیپریون  Hyperionو   تئیا Theia، کریوس Crius  و نی مازینی Mnemosyne ، کئوس Coeus و فیبی phoebe.

کرونوس جوانترین آنها با مادرش که از زایمانهای متعدد خسته شده بود دسیسه ای چید و آلت نرینگی پدر خود (اورانوس) را با داس برید و به دریا انداخت.قطع عضو اورانوس باعث شد که زمین و آسمان از یکدیگر جدا شوند و این خدا پهلوانان رها شوند.زمانی که کرونوس آلت تناسلی اورانوس را به دریا افکند کفی از دریا برخاست و از آن کف آفرودیته (الهه عشق و زیبایی و سکس) بوجود آمد.

کرونوس به عنوان پادشاه جدید خدایان تاجگذاری کرده و با خواهر خویش ریه Rhea ازدواج کرد.با آمیزش این دو شش خدای جدید متولد شدند. زئوس،پوسیدون،هادس،هرا،دیمیتر،هستیا                               ( Hestia, Demeter, Hera, Hades, Poseidon, Zeus)

گایای مادر و اورانوس پدر به کرونوس هشدار دادند که یکی از فرزندانش او را سرنگون کرده و تاج و تخت او را تصاحب می کند.او به همین دلیل سه دختر و دو پسر اول خود را بلعید.اما ریه وقتی که زئوس را در شکم خود داشت به جزیره کرت گریخت و فرزند خود را در کوه آیدا به دنیا آورد.او فرزند خود را به پریان سپرد و نزد کرونوس باز گشت و سنگ بزرگی را که در قنداقی پیچیده بود به او عرضه کرد، و او نیز به گمان آنکه فرزند تازه تولد یافته است،بلا فاصله آن را بلعید.زئوس از شیر آمالته بز نوشید و زیر نظر پریان بزرگ شد.او پدرش را وادار کرد تا تمام خواهران و برادران بزرگترش را از معده خود بالا بیاورد.

از پی آن جنگ دهشتناکی به مدت ده سال روی داد.خدایان جدید و جوانتر(خدایان المپی) بر خداپهلوانان (تایتان ها) ی قدیمیتر پیروز شدند و آنان را دنیای پایین و اسفل تبعید کردند. تمام آنها بجز هکاته(الهه جادوی دنیای اسفل) در آنجا تا ابد به زنجیر کشیده شدند.او برادران خود را احضار کرد و حکم کرد که پس از آن دنیا بین آنان تقسیم شود.آسمان قلمرو زئوس شد.پوسیدون به عنوان حاکم دریاها انتخاب شد.فرمانروای جهان زیرین و دنیای مردگان به هادس واگذار شد.

سطح روی زمین نیز به عنوان منطقه بیطرف در نظر گرفته شد،جائیکه در آن آسمان و دریا و زیر زمین به هم می پیوندند.و جائیکه خدایان در هم می آمیزند.آسمان و دریا و زیر زمین محل سکنی خدایان شد و روی زمین مکانی که در آنجا جمع میشدند.در کتاب مقدس نیز مشابه این تقسیمات بین ارواح قدرتمند وجود دارد.بگذریم...

 

هادس و آئین های رمزآلود

آئین تسموفری Thesmophoria،از محبوبترین فستیوالهای باروری و حاصلخیزی است که در یونان قدیم انجام می شده است. این مراسم به افتخار دیمیتر(الهه زراعت و حاصلخیزی) برگزار می شد.اسرار دینی دیمیتر از مخفیترین و راز آلودترین مکاتب دینی مخفی است.مراسم مخصوص در خلوتگاه های درونی معبد دیمیتر(Telesterion) انجام می گرفت و شدیدا توسط نگهبانان و فدائیان معبد محافظت می شد.لذا از آنچه در آنجا اتفاق می افتاد اطلاعات کمی به ما رسیده است.فقط آن قسمت از مراسم که در خارج از معبد انجام می شد ،ثبت شده است که اطلاعات تاریخی پراکنده ای به ما می دهد.

آنچه می دانیم این است که مراسم تسموفری  Thesmophoria بر پایه اسطوره ربودن و تجاوز به پرسفونه (دختر دیمیتر) و جستجوی مادرش دیمیتر برای آزاد ساختن او می باشد. پرسفونه در مرغزاری خرم گل می چیند.از تمام گلها زیباتر یک گل نرگس است.هنگامی که پرسفونه به قصد چیدن این گل وسوسه انگیز به آن نزدیک شد،زمین زیرپایش خالی شد و گردونه هادس،پادشاه جهان زیرین،برادر زئوس و دایی پرسفونه از درون شکاف بیرون جست.هادس او را ربوده به جهان زیرین برده تا به همسری او درآید.فقط الهه هکاته فریادهای او را می شنود و فقط خدای خورشید،هلیوس،شاهد این تجاوز بود.اما به محض آنکه پرسفونه وارد جهان تاریکی شد،کوه ها و صخره ها بازتاب فریادهایش را به گوش مادر،دیمیتر، رساندند.

نهایتا دیمیتر با همکاری هلیوس و هکاته حقیقت را فهمید.او با خشم از هادس می خواهد تا دخترش را آزاد کند.وقتی هادس امتناع می کند،دیمیتر قحطسالی هولناک و خوف انگیزی بر زمین پدید می آورد.بر زمین هیچ بذری نروئید زیرا دیمیتر گل آذین و خوب بذرها را پنهان کرده بود.گیاهان خشک شده و دیگر نروئیدند و دیگر قربانی به خدایان تقدیم نمی شد.

سر انجام زئوس،پادشاه خدایان، این مسئله را مورد توجه قرار داد و دیمیتر را به حضور فراخواند.اما او از رویاندن مجدد غلات امتناع کرد مگر آنکه دوباره دخترش را ببیند.پس زئوس قاصد خود هرمس را روانه کرد تا پرسفونه را به خانه بازگرداند.هادس نیرنگ باز، فرمان برادر خویش را برای بازگرداندن پرسفونه به جهان بالا پذیرفت،اما پیش از آنکه به او اجازه عزیمت دهد،او را وادار کرد از دانه های یک انار بخورد،و این عمل پرسفونه را ناگزیر می کرد نزد او بازگردد.بنابراین پرسفونه فقط موقتا به دیمیتر پیوست و زئوس مقرر کرد که دو سوم از سال را روی زمین با مادرش زندگی کند، و یک سوم دیگر را به عنوان همسر هادس در آن تاریکی مه آلود بگذراند.از آن پس پرسفونه در جهان بالا الهه جوانی و شادمانی شد و در عالم زیرین ملکه مرگ شد.این ایفای نقش دوگانه به او شخصیتی خوب و شر داد.بر روی زمین او الهه جوانی و دوست پریانی بود که در زمان شکوفه دادن گلها در بهار ظاهر می شدند(نمادی از بازگشت سالانه او از نزد هادس) و در عالم زیرین ملکه مرگ و تاریکی که  تقدیر و سرنوشت انسانهای مرده را کنترل می کند.

 

باز سازی و بازنمایش این اسطوره(ربایش و تجاوز به پرسفونه) در مراسم و فستیوال تسموفری Thesmophoria محور و مرکز این مراسم  بوده است و همچنین کلیدی برای امروز ما که خرده اطلاعاتی را از آن زمان باقی مانده تفسیر کنیم.

مراسم Thesmophoria  را رازهای الوسیسان نیز می نامند.زیرا دیمیتری پس از با خبر شدن از اتفاقی که برای دخترش افتاده بود خشمگین کوه المپ و سایر خدایان را ترک کرد و در هیاتی ناشناس و به شکل انسانی آواره شد تا آنکه به الوسیس رسید.وقتی اهالی الوسیس از هویت واقعی و خدایگونه او آگاه شدند برای او معبدی بنا کردند.






 

 

 

دیمیتر پس از بازگشت از جهان زیرین و از نزد هادس به الوسیس بازگشت.او به مردم الوسیس درباره مراسمی که باید به افتخار او و پرسفونه برگزار شود توضیح داد.و تاکید کرد که این مراسم باید جز رازهای الوسیسان باشد و به کلی سری باقی بماند.

این مراسم بین سه تا ده روز بطول می انجامید.نقطه عطف این مراسم راه پیمایی دست جمعی از آتن تا الوسیس بود که به رهبری نوجوانانی معروف به افیبی Ephebi انجام می شد.افیبی در حمل اشیاء مقدس در این راه پیمایی کمک می کردند و مجسمه ای از دیونیسیس (خدای شراب و میگساری) در هیئت یک پسر بچه (Lacchos) را به دنبال می کشیدند و وظیفه انجام تشریفات تطهیر و شستشوی تازه واردان به این طریقت مخفی را با آب دریا به عهده داشتند.

به محض ورود در اولین روز مراسم (Anodos) به الوسیس زنان وظیفه برپایی اقامتگاه ها و پناهگاه های موقت را به عهده می گرفتند و رهبر اردوگاه را انتخاب می کردند.در روز دوم (Nesteia) مراسمهای اسرارآمیز بزرگتر را شروع می کردند ،درخواست جادویی برای خرمن بارور و پر محصول.این مراسم شامل اجرای نمایشی شعرگونه از ربودن و تجاوز به پرسفونه است.پس از آن برخی از مریدان زن بروی زمین نشسته و شیون وگریه می کنند(در نقش دیمیتر برای دخترش) و پس از آن به نیت بازگشت پرسفونه(بازگشت بهار) روزه می گرفتند.بر زمین نشستن و روزه گرفتن به نیت انتقال انرژی زن به زمین و بذرهای کاشته شده نیز بود.در پنجمین روز فستیوال شرکت کنندگان شراب مخصوصی از جو به نام Kykeon (سمبلی از پرسفونه) را می نوشیدند ،به این تلاش که روح این الهه را در بدن خود جذب کنند.هدف این مراسم افزایش باروری در محصولات و فرزندان بود.

در همین زمان عده ای از زنان معروف به Antleriai در دریا تطهیر شده و به درون شکاف ها و خندق های دامنه کوه فرستاده می شدند.این زنان به پایین می رفتند تا بچه خوکهای قربانی شده و سایر اشیاء مقدسی را که چند روز پیش درون این شکاف ها ریخته شده بودند را جمع آوری کنند.این اشیاء شامل مجسمه های ساخته شده از خمیر به شکل مار و آلت تناسلی نرینه بود.پس از جمع آوری این اشیاء آنها را از شکافها بالا آورده و طی مراسمی به همراه مخلوطی از دانه های جو و بچه خوکهای قربانی شده سوزانده شده و به دیمیتر تقدیم میشدند.

درمورد دلیل پرت کردن بچه خوکها به درون شکافها بسیار بحث شده است ولی تا کنون دلیلی برای این کار استنباط نشده است.بطور استعاری و از نمادشناسی می توان گفت که بطور وضوح مجسمه های خمیری از مار و آلت نرینگی نماد باروری هستند.خون خوک برای خدایان نیز مقدس است. لذا بچه خوکها کلید فهم این مراسم و آئین هستند.

یونانیان خوکها را به خاطر توانایی عجیب آنها در یافتن اشیاء مدفون شده در زیر زمین (ریشه ها و ...) تکریم می کردند.لذا برخی از پژوهشگران استنباط کرده اند آئین پرت کردن بچه خوکها به درون شکافهای زمین تقیدی جادوئی از اسطوره پرسفونه و هادس است. پرت کردن بچه خوکها و بالا آوردن مجدد آنها نمایشی از هبوط پرسفونه با دنیای زیرین و صعود مجدد او به سطح زمین است.

تفسیر دیگر این است که بچه خوکهای درون شکاف به این دلیل رها می شوند تا پرسفونه کالبد و جسم آنها را تسخیر کند و پس از آنان زنانی که اجساد را جمع کرده و بالا می آورند او را در فرار سالانه اش از دنیای زیرین یاری کنند.پس از آن در شب این اجساد سوزانده می شوند.شاید دلیل اینکار طبق آئین های مذهبی باستانی،که باور داشتند آتش روح را از مکانی به مکان دیگر منتقل می کند،عروج و رهاسازی روح پرسفونه با عالم بالا بوده است.(مشابه کودکانی که برای بعلBaal  قربانی می شدند و از طریق آتش از دنیای فیزیکی به عالم روحانی عبور می کردند.)

 

در کتاب عهدجدید از اینگونه مراسم های کفرآمیز به عنوان شیطان پرستی ذکر شده است.در نامه پولس به قرنتیان (10:20) گفته شده:"...کسانی که برای این بتها قربانی می آوردند،خود را همراه با قربانی هاشان به شیطان تقدیم می کنند..."

آیا ممکن است ارتباطی بین آئین پرت کردن بچه خوکها و داستان شفا دادن دیوانه در انجیل لوقا وجود دارد؟

در فصل هشت انجیل لوقا داریم:

"...به آنسوی دریاچه،به سرزمین جدری ها رسیدند.وقتی عیسی از قایق پیاده شد،مردی که مدتها دیوانه بود از شهر به سوی او آمد.او نه لباس می پوشید و نه در خانه می ماند بلکه در قبرستانها زندگی می کرد.به محض اینکه عیسی را دید،نعره ای زد و پیش پای او به زمین افتاد و با صدای بلند گفت: ای عیسی فرزند خدای متعال با من چکار داری؟التماس می کنم من را عذاب ندهی! . زیرا عیسی به روح پلید دستور می داد از وجود آن مرد بیرون بیاید.این روح پلید بارها به آن مرد حمله کرده بود و حتی موقعی که دست و پای او را با زنجیر می بستند آنها را می گسیخت و سر به بیابان می گذاشت.او اسیر ارواح پلید بود.

عیسی از او پرسید:نام تو چیست؟گفت:"قشون"(Legion) زیرا هزاران روح در وجود آن مرد داخل شده بود.سپس ارواح پلید از عیسی خواهش کردند که آنها را به اعماق جهنم نفرستد.در این هنگام،یک گله بزرگ خوک،روی بپه ای آن حوالی می چرید.ارواح به عیسی التماس کردند که اجازه دهد داخل خوکها گردند.عیسی اجازه داد.آنگاه ارواح پلید از وجود آن مرد بیرون آمده و داخل خوکها شدند.بلافاصله تمام آن گله از تپه سرازیر شده،از پرتگاه به داخل دریاچه پریدند و غرق شدند....."

در متن لاتین از لغت "عمیق" Abussos  یعنی مغاک و گودال عمیق استفاده شده است که اشاره به گودال بی انتهای دنیای زیرین دارد.از آنجا که این مطلب در این روایت محور اصلی داستان می باشد و علاده بر آن در آن زمان آیین تسموفری در آسیای میانه شناخته شده بوده و عبرانیان آن را یک مراسم شیطانی می دانسته اند می توان گفت که عیسی با این عمل خویش این آیین کافرانه را به ریشخند گرفته و دست آن را برای پیروانش رو کرده است که برپایی اینگونه مراسمات همنشینی و شراکت با شیطان است. البته ممکن است اینگونه تعبیر کردن یک داستان انجیل اغراق آمیز باشد ولی شباهت ها و نزدیکی های انکار ناپذیری وجود دارد ،مخصوصا آنجا که شیاطین درخواست می کنند تا به درون خوکها بروند.

چرا آن شیاطین باید چنین تقاضایی داشته باشند؟در ارتباط این روایت با تسموفری می توان دو احتمال را حدس زد.

 یک-شیاطین باور داشتند که با ورود به کالبد خوک ها قادر خواهند بود تا دوباره از اعماق دنیای زیرین فرار کنند.(همانگونه که در مراسم جادویی فرار پرسفونه در بالا توضیح داده شد.)

دو- عیسی با برآورده کردن تقاضای شیاطین نشان می داد که فرستادن بچه خوکهابه اعماق زمین یک مراسم شیطانی است.

البته تفاسیر دیگری از این روایت نیز می تواند وجود داشته باشد.اما از آنجایی که این تنها باری است که عیسی خواسته شیاطین را اجرا می کند ،به نظر می رسد که ممکن است عیسی برای مردم و پیروان یک مراسم کفرآمیز شیطانی را نمایش داده و تفسیر می کرده است.

ادامه مطلب بزودی در قسمت بعدی ان شا الله....

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 15:35  توسط امین روستاپور  | 

EA Games یا Electronic Antichrist

جهنم نزدیک‏تر از آن چیزی است که شما می‏ پندارید

EA Games   or Electronic Antichrist

مدتی است کارتونی و پس از آن بازی کامپیوتری به نام"جهنم دانته Dante Inferno" به بازار آمده است.اقتباسی از "کمدی الهی" دانته .کارتونی با محیطی وحشتناک که فرزندان ما را به اعماق جهنم می برد تا از این تور شیطانی لذت ببرند.ولی عجیب تر از کارتون بازی آن است.در روایتی شنیدم که شیطان در آخرالزمان غلیظ می شود.پس اینک آخر الزمان. بیچاره کودکان معصوم ما که روح لطیفشان با نادانی ما و نقشه های شیطانی دجال آخر الزمان سیاه می شود.از این به بعد قصد دارم کمی بیشتر درباره نقشه های شوم آنان و حقایق پشت پرده ای که شاید خیلی از ما از آن بیخبر باشیم در مظالب بعدی ام ارائه کنم .ولی قبل از آن مطلب جالبی را که در اینترنت درباره این فیلم و بازی دیدم برایتان می گذارم البته با اجازه آقای"میثاق جراحی" که برخی از این مطالب را از نوشته ایشان گرفتم.

مدتی قبل شرکت Electronic Arts از تولید و عرضه بازی «جهنم دانته» (Dante's Inferno) خبر داد. این بازی اکشن-ماجرایی که در سبک سوم شخص روایت می‏شود با الهام از نخستین بخش از کتاب «کمدی الهی» نوشته «دانته آلیگیری» شاعر و نویسنده ایتالیایی ساخته شده است. کتاب «کمدی الهی» در سه بخش دوزخ، برزخ و بهشت نوشته شده است. به همین دلیل این بازی «جهنم دانته» نام گرفته است.

«جهنم دانته»در تاریخ 9 فوریه 2010 برای سه کنسول XBOX 360 و Play Station 3 و همچنین PSP عرضه شد.
این خاص بودن موضوع بازی (ترفندستان) باعث شد تا مسئولین شرکت EA در پی یافتن راه‏های تبلیغاتی منحصر به فردی برای این بازی باشند.

ین گونه شد که چندی پیش سایتی به آدرس http://www.hellisnigh.com از جانب شرکت EA رونمایی شد. محیط رعب‏آور سایت و مشاهده جملاتی نظیر «جهنم نزدیک‏تر از آن چیزی است که شما می‏پندارید» حکایت از یک سایت متفاوت را می‏دهد.
پس از ورود به این سایت از شما خواسته می‏شود تا تاریخ تولد میلادی خود را وارد نمایید و بر روی دکمه ادامه (Continue) کلیک کنید.
تنها در صورتی امکان ورود به مرحله بعد را خواهید داشت که سن وارد شده بالای 18 سال باشد.
در صفحه بعد از شما خواسته می‏شود تا برای شکستن قفل دروازه‏های جهنم و دریافت جایزه، شش رمز عبور را در محل‏های مناسب خود وارد کنید.

اما نحوه یافتن رمزهای عبور:
طبق اعلام شرکت EA رمزهای عبور در درون سایت‏های معروف اینترنتی گنجانده شده است.
اولین رمز عبور در سایت Digg به نشانی digg.com نفهته است. Digg بزرگ‏ترین سایت به اشتراک‏گذاری لینک در جهان است. در صورتی که هر چه قدر این سایت را بالا پایین کنید اثری از رمز عبور مرتبط به این قضایا نمی‏بینید. نکته اینجاست که این رمز عبور در سورس صفحه اصلی سایت Digg پنهان شده است! برای مشاهده سورس صفحه در مرورگر ابتدا اطمینان پیدا کنید صفحه اصلی سایت کامل Load شده باشد. سپس اگر از مرورگر IE استفاده می‏کنید از منوی Page بر روی View Source کلیک کنید و اگر از مرورگر Firefox و یا سایر مرورگرها استفاده می‏کنید از منوی View بر روی Page Soruce کلیک کنید یا کلیدهای ترکیبی Ctrl+U را فشار دهید.
پس از مشاهده سورس صفحه، چیز متفاوتی را شاهد خواهید بود! تصویر یک موجود ترسناک که به صورت متنی در سورس صفحه گنجانده شده است (این موجود، Priest به معنای کشیش نام دارد). اکنون (ترفندستان) اگر با دقت به این هیولا نگاه کنید خواهید که در دو خط آخر این تصویر (که به ASCII Art معروف است) آدرس سایت و همچنین رمز عبور که در پی آن بودیم به چشم می‏خورد. همان طور که واضح است رمز عبور اول ما excommunicate است. در نتیجه در سایت hellisnigh.com در جایگاه PASSWORD #1 بایستی excommunicate را وارد کنیم.
تبلیغات نوینی که در ابتدا به آن اشاره کردیم با درک این موضوع بیشتر به چشم می‏آید.
با این تفاسیر برای یافتن 5 رمز عبور دیگر بایستی در سورس صفحه اصلی 5 سایت بزرگ دیگر بگردید تا دیگر رمزهای عبور را کشف را کنید.
اگر خودتان حوصله دارید می‏توانید وقت بگذارید و در سورس صفحات سایت های معروف خارجی بگردید تا ببینید 5 رمز عبور دیگر در چه سایت‏هایی پنهان شده‏اند و چه هستند.
اما از آنجا که چنین کاری بسیار سخت است، سایر سایت ها که رمزهای عبور در آن نهفته است را نیز ما برای شما معرفی می‏کنیم:
رمز عبور دوم در سورس صفحه اصلی سایت dailymotion.com که یکی از بزرگ‏ترین سایت‏های به اشتراک‏گذاری موزیک و ویدئو است نفهته شده است. تصویر موجود در این صفحه Death (مرگ) نام دارد. این رمز scythe می‏باشد.
رمز عبور سوم در سورس صفحه اصلی سایت gamespot.com که یکی از بزرگترین منابع مربوط به بازی‏های کامپیوتری است پنهان شده است. تصویر موجود در این صفحه Grafter (مختلس) نام دارد. رمز سوم به همین نام یعنی grafter است.
رمز عبور چهارم در سورس صفحه اصلی سایت ign.com که یکی دیگر از سایت‏های معروف تخصصی بازی های کامپیوتری است گنجانده شده است. تصویر موجود در سورس این سایت Phlegyas (یک دیو افسانه‏ای) نام دارد. رمز چهارم styx می‏باشد.
رمز عبور پنجم در سورس صفحه اصلی سایت gamesradar.com که یک سایت تخصصی بازی‏های کامپیوتر است نهفته شده است. تصویر موجود در این سایت Razor Baby (کودک بی‏مو) نام دارد. رمز عبور پنجم unbaptized است.
و آخرین رمز عبور یعنی رمز عبور ششم در سورس صفحه اصلی سایت wwe.com که سایت رسمی مسابقات کشتی کج است پنهان شده است. تصویر موجود در سورس این سایت Dante (نام نویسنده کتاب کمدی الهی) نام دارد. همچنین رمز عبور ششم نام خانوادگی دانته یعنی alighieri است.

داستان در مورد ۹ طبقه ی جهنم و ۹ گناه اصلی انسان روایت می شود که او را به اعماق جهنم می کشاند. دانته خود در این بازی نقش اصلی را بر عهده دارد. او از سربازان شجاع, دلیر و با لیاقت جنگ های صلیبی در این بازی است((در داستان اصلی دانته قبل از به وقوع پیوستن  جنگ های صلیبی زندگی می کرده)) او در این جنگ توسط یکی از اعضای دشمن کشته می شود و این جا است که داستان اغاز می شود .

او پس از مرگ راهی تاریک را در برابر خود می بیند و در همین حین است که فرشته ی مرگ ((ازرائیل)) به سراغ او می اید و از دانته می خواهد که با او به دنیای دیگر بیاید ولی دانته امتنا می کند و مبارزه ا ی بین دانته و فرشته ی مرگ صورت می گیرد . این اولین مبارزه ی دانته در بازی خواهد بود.او ازمرگ رهایی می یابد و بار دیگر شانس زندگی دوباره را به دست می گیرد.

حال جنگ تمام شده و او در حال برگشت به خانه ی خویش است . دانته با اولین قدم به محل زندگیش تمام اعضای خوانواده اش را مرده می بیند او خود می داند که دشمنان برای انتقام از او دست به چنین کاری زدند. نزدیکترین اعضا به او از جمله همسر وفادارش همگی به جهنم منتقل شده اند دانته به دلیل عشق و علاقه ی زیاد به همسرش تصمیم می گیرد که با او همسفر شود و او را از چنگال مرگ نجات دهد به همین دلیل سفر دانته به دوزخ اغاز می شود.

در ابتدای کار دانته خود را در جنگلی تاریک و سرد می بیند که تنها چراغ و راهنمایش دوست قدیمی او ویرثیل است که در بازی از ان به اسم Virgil نام برده می شود .

ویرثیل دانشمند و نویسنده ی معروف ایتالیایی از نظر دانته و خیلی از بزرگان شخصی بسیار بزرگ و محترم است او همواره دانته را از  پستو های تاریک جهنم نجات می دهد و در طول بازی حکم ضامن را ایفا خواهد کرد.

اولین مرحله از بازی دوزخ یا Limbo نام دارد که تمامی مردگان در انجا جمع شده اند .در این مرحله با یکی از اصلی ترین شخصیت های بازی مینوس نگهبان جهنم اشنا می شوید.دانته پس از شکست دادن او وارد اولین حلقه از جهنم می شود.

گیم –پلی بازی تقلیدی مستقیم از شاهکار های معروفی مانند *خدای جنگ * است  و در شاخه ی  سوم شخص از نوع ماجراجویی تاریخی قرار دارد.

دانته برای مبارزات دستور العمل های زیادی را باید یاد گیرد . این بازی هم مانند خیلی از بازی های مشابه از یک سلاح به همراهی تعداد زیادی جادو و حرکات پشت سر هم که از ان به Combo اسم می بریم  تشکیل شده است .بخش زیادی از حرکات دانته تقلیدی از بازی خدای جنگ هستند و از این گذشته نمای نشان دادن شخصیت و دوربین بازی هم از خود نو اوری ندارند.

برای درک این مسئله که فکر می کنم بزرگترین نقطه ی ضعف بازی هم محسوب می شود اگر نقش اول بازی خدای جنگ کرا توس را به جای دانته در این بازی قرار دهیم این بازی به یکی از شماره های خدای جنگ تبدیل می شود که فقط در داستان از هم متمایزند !!!

ولی از حق نباید گذشت که این بازی در خیلی از موارد و عناصر دیگر نه تنها از خدای جنگ کمتر نیست بلکه می تواند کاملا با این بازی رقابت کند و در برخی موارد از ان پیشی بگیرد.

تمام وقایع و حوادث قسمت به قسمت از این کتاب در این بازی بازسازی شده است شاید به ظاهر این کار خیلی عادی به نظر برسد ولی اگر کتاب اصلی که بازی از ان ساخته شده را مطالعه کنید حتما به دشواری این مساله پی خواهید برد.

هر طبقه از جهنم با موجوداتی عجیب و مرتبط با ان طبقه اشغال شده است و هر طبقه دارای شاخه ها و زیر مجموعه هایی است که قسمت ها و بخش های بازی را تشکیل می دهند.

به طور مثال در طبقه ی سوم از این بازی انسان های شکم پرست و انهایی که وقت خود را صرف خوش گذرانی کرده اند جمع شده اند . دانته در هر طبقه گناه های خود را می بیند و افسوس می خورد .دانته در این بازی در تمام طبقات حضور دارد و این نشان دهنده ی  ان است که او به تمامی گناهان الوده شده است.

در این طبقه کرم های بزرگ و خشمگین حضور دارند که به عنوان دشمن در برابر شما مقاومت می کنند .هر طبقه توسط نگهبانی محافظت می شود به همین دلیل تنها راه عبور شما برای رفتن به بخشی دیگر شکست دادن نگهبانان خواهد بود.

مبارزات اصلی نفس گیر و مشکل هستند هر نگهبان توانایی خاصی دارد و شما را با نیروی خاص خودش جادو می کند . البته شاید یک سلاح تنها برای مبارزه با این موجودات خشمگین و بسیار بی رحم کار مشکلی باشد به همین علت سازندگان برای رهایی از این امر و ایجاد تنوع در بازی ترفند های جالبی استفاده کرده اند.

نیرو ها و سلاح های دانته به دو شاخه ی  اصلی مقدس و غیر مقدس تقسیم میشوند. سلاخ مقدس صلیبی است که دانته از پدر خود به ارث برده .پدر دانته که یکی از دشمنان او در بازی خواهد بود فردی کاملا گناه کار که در یکی از بدترین طبقات جهنم زندانی شده .است. این صلیب برای ضربه های از راه دور بسیار مفید است. توسط صلیبی که دانته در دست دارد بسیاری از دشمنان و حتی انسان هایی که به دنبال امرزش هستند بخشیده می شوند .

هر دشمن و یا انسان بخشیده شده به دانته نیرویی مقدس می دهند که این نیرو ها به عنوان امتیاز یا درجه ای برای به روز کردن سلاح دوم دانته ((صلیب مقدس)) به کار می رود . قابلیت به روز کردن سلاح های دانته باز هم چیز جدیدی نیست و در خیلی از بازی های دیگر دیده شده و به طور حتم باز هم دیده خواهد شد.

حال نوبت به معرفی نیروی غیر مقدس دانته می شود که امتیاز های حاصل برای به روز کردن ان از طریق مجازات های دانته تحقق می یابد. سیستم مجازات برای کشتن دشمنان ضعیف توصیه می گردد زیرا که هر چه جلو تر برویم دشمنان اجازه ی این کار را به راحتی به دانته نخواهند داد .بوسیله ی این سیستم بازیکن تنها با یک ضربه ی کاری دشمن ارا از پای در می اورد.

سلاح اصلی دانته مانند زنجیز کراتوس در خدای جنگ عمل می کند ((ای کاش حداقل سازند گان برای سلاح از ایده ای خاص استفاده می کردند)) .این سلاح که در اصطلاح فارسی اسمی برایش انتخاب نشده نمادی از فرشته ی مرگ است هر کسی که این سلاح را قبلا دیده باشد یاد فرشته ی مرگ خواهد افتاد. البته تصاویری که از فرشته ی  مرگ با این سلاح وجود دارد ریشه ای حماسی و تمثیلی دارد .

پس به همین ترتیبی که گفته شد امتیازات حاصل از کشتن با سلاح غیر مقدس دانته برای به روز کردن حرکات و هنر نمایی های مختلف او مورد استفاده قرار می کیرد.

در طول راه با انسان های مشهور و اشنایی برخورد خواهید کرد . این انسان ها به گناه خود اعتراف می کنند و از شما می خواهند که برای انها طلب امرزش کنید . این جاست که سازندگان قدرت اختیار به بازی کن را می دهند شما با شنیدن اعترافات گناهکاران می توانید انها را ببخشید و از این جهنم خلاص کنید و یا با مجازات کردن انها را به اعماق پایین تر جهنم بکشانید.

امرزش((Absolve))  توسط دکمه ی B در Xbox360 و مجازات Punish))   توسط دکمه ی  X انجام می شود.

طبقه ی اخر مکانی است که خیانت کاران در ان جا به سر می برند که در این بازی خیانت بدترین گناه شناخته شده است.در این طبقه با افرادی معروفی از جمله فرزند پادشاه ارتور ملاقات می کنید او در جنگی به پدرش خیانت کرده و به دلیل اعمالش در این جا زندانی است.

---------------

منبع:http://www.gooyait.com/1389/03/20/study-for-dantes-infernal-game.html

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم شهریور 1389ساعت 9:40  توسط امین روستاپور  |